۰

معنی شعرهای زیر چیست؟با تمرکز روی افعال بایستن.در هر بیت یکی از افعال بایستن وجود داره که میخام ببینم چطوری ترجمه میشه.
الف) آن کس که نباید بر ما زودتر آید/تو دیر تر آیی بر ما زانکه ببایی
ب) تو اکنون پادشایی جست بایی/کجا جز پادشایی را نشایی
پ) ببایستم همی مرگ تو دیدن/به پیری زهر هجرانت چشیدن
ت)چرا این راه را بازی شمردن/چرا سازی که بایستت نکردی
ث) چه بایستت ز پیش من برفتن/گه رفتن نوا از من گرفتن
ج) نبایستی تو گفتارش شنیدن/چو بشنیدی به پیشم ناوریدن
چ ) که شهرو این چرا بایست کردن/زن شه را بدیگر کس سپردن
ح) مرا رفت بایست کردم درنگ / مرا بود با او سر پر ز جنگ
خ) ترا گر بدی فر و رای درست / ز البرز شاهی نبایست جست
د) پدر آن دلیر گرانمایه گرد
ز ننگ اندران انجمن خاک خورد
که لهراسب را شاه بایست خواند
وزو در جهان نام شاهی براند